دست ها را سایه بان احساس کرد
مهربانی را کمی احساس کرد
روی برگی از شقایق راه رفت
در سکوتی محض بی همراه رفت
با تو می شد سبز همپای درخت
حزن را انداخت بالای درخت
غصه ها را ریخت بر روی زمین
“آی خیلی دوستت دارم ، همین”
در هوایی تازه تر پرواز کرد
رو به سمت دوستی ها باز کرد

نظرات شما عزیزان: