قصه ی غم انگیز نه! غصّه ی دلگیریست؛
به خورشید غزل خوان نگاه می کنم و
می خوانم
ناز آفتابگردان را...
نمی پوشانم
دستان سرد تماشا و
با تمام توان دستان گرم نفس ها را می فشارم
می نشینم
به التماس دریای غروبی رنگ و
می بوسم
مروارید طلوعی رنگ را...
می بویم
باغچه ی نمناک و
در آغوش می گیرم
غنچه گل سرخ را...
می بینم
اشک باران را و
قد می کشم زیر سایه برگ نجیب
مرا ببخش
تقصیر من نیست
می خواهم ببینم،
امّا
امان از دست این
دنیای بی ذوق!

نظرات شما عزیزان:
خدایا می شود استعـــــفا دهم؟!
کم آورده ام …!
مرسی که لینک کردی
موفق باشی
یا علی
مرسی بابت نظرت
لینک شدی. لینک شماره 154
لطفا منو با عنوان خانواده ایرانی لینک کن
موفق باشی
یا عیل (ع)
.gif)
اگه مایلی تبادل لینک کنیم بهم خبر بده
موفق باشی
یا علی (ع)