اگه یکی رو دیدی که وقتی داری رد میشی بر میگرده و نگاهت میکنه بدون براش مهمی
عــ ـســ ـــ♥ـــل وبـــخدایا گر تو هم درد عاشقی را می کشیدی...پشیمان می شدی از اینکه عشق و آفریدی. صفحه اصلی | عناوین مطالب | تماس با من | پروفایل |
|
آخرین مطالبلینک دوستانپیوندهاابتدا ما را با عنوان عـــســـ♥ــــل وب لینک کنید سپس لینک خود را در این قسمت قرار دهید.
| اگه یکی رو دیدی که وقتی داری رد میشی بر میگرده و نگاهت میکنه بدون براش مهمی اگه یکی رو دیدی که وقتی داری می افتی بر میگرده و با عجله میاد سمت تو بدون براش عزیزی
اگه یکی رو دیدی که وقتی داری میخندی بر میگرده و نگاهت میکنه بدون واسش قشنگی
اگه یکی رو دیدی که وقتی داری گریه میکنی برمیگرده و میاد باهات اشک میریزه بدون دوست داره
اگه یکی رو دیدی که وقتی داری با یه نفر دیگه حرف میزنی ترکت میکنه بدون عاشقته
اگه یکی رو دیدی که وقتی داری ترکش میکنی فقط سکوت میکنه بدون دیوونته
اگه یکی رو دیدی که از نبودت داغون شده بدون براش همه چی بودی
اگه یکی رو دیدی که یه روز از بی تو بودن می ناله بدون که بدون تو میمیره
اگه یکی رو دیدی که بعد رفتنت لباس سفید پوشیده بدون که بدون تو مرده
اگه یه روز دیدیش که یه گوشه افتاده و یه پارچه سفید روش کشیدن بدون واسه خاطر تو مرده دلم در فکــــر یک لبخنــــد نــــــاب اســــتبه یک آغــــوش ساده بــی بهانــــــــهدلــــم پر میکشــــد بر این و آنــــــمنمیدانــی که در اصطرابــــــــمبخنــد بر من ای یــــار دل هـابخنـد بر من ، بخند بر من
در این دنیا نکردم من گناهی
فقط کردم به چشمانت نگاهی
اگر اینک نگاهم شد گناهی
مـجازاتم بکن هر طور خواهی
در این دنیا من او را می پرستم
هم او را هم خدا را می پرستم
تمام مردمان یکتا پرستند
ولیکن من دو تا را می پرستم
![]() تو را قسم می دهم به خدایی که در دل داری
گستاح بودن آسان است به تلاش نیازی ندارد و نشانه ضعف و ناامنی است مهربانی بیانگر تأدیب نفس و عزت نفسی عظیم است مهربان بودن در هنگام برخورد با افراد گستاخ آسان نیست مهربانی خصیصه کسی است که کارهای فکری مثبت زیادی انجام داده و به بینش عمیقی از خود فهمی و عقل دست یافته است مهربانی نشانه قدرت است نه ضعف
![]() ﺗـﻨﻬﺎ ﭼﯿﺰﯼ ﮐﻪ ﺧﺮوﺟﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﺟﺎﺭﯼ ﺷﺪﻥ ﺩﺭ ﺫﻫﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍﺳﺖ ﭘﺲ ﺁﻧﮕﻮﻧﻪ ﺟﺎﺭﯼ ﺷﻮﯾﺪ ﮐﻪ ﺧﻨﺪﻩ ﺑﺮ ﻟﺒﺎﻧﺸﺎﻥ ﻧﻘﺶ ﺑﺒﻨﺪﺩ ﻧﻪ ﻧـــــــﻔﺮﺕ ﺩﺭ ﺩﻟﺸـــــــﺎﻥ
![]()
با تو می شد روزها بی خستگی
دست ها را سایه بان احساس کرد با تو می شد لابه لای یاس ها
مهربانی را کمی احساس کرد با تو می شد مثل یک حس مدام
روی برگی از شقایق راه رفت با تو می شد مثل یک پیوستگی
در سکوتی محض بی همراه رفت حرفهایم, بغضهایم بی دریغ
با تو می شد سبز همپای درخت با تو می شد دست سیبی را فشرد
حزن را انداخت بالای درخت با تو می شد اشک ها را باد داد
غصه ها را ریخت بر روی زمین با تو می شد بی هوا فریاد زد:
“آی خیلی دوستت دارم ، همین” با تو می شد دست باران را گرفت
در هوایی تازه تر پرواز کرد روزن یک حس نا محدود را
رو به سمت دوستی ها باز کرد در یک شب مهتابی با چشمانی پر از شبنم بر روی غبار جاده ها نوشتم"دوستت دارم"
"تو خواب بودی"
در خواب شیرین و حتی من آرزو کردم : ای کاش ...
چشمان زیبای تو را میدیدم و تو دیدگان بی قرار مشتاق مرا...
![]() عــشـق ؛
زیـــــبـاتـــریــن لـــذّتـــیـست ..
کــه بـه وقــت ِ ارتـــکاب ِ آن .. ... خـــــدا ، بـــــرای ِ بـــــشر .. ایــــستــاده “دســـت” مــــــیـزنــــد
سالها
پنهانت کرده بودم
در سبزینه آن گیاهی که در
کالی احساسم روئیده بود
احساسم را کشتم
در هیاهوی نوبری بلوغ
و دچارت شدم در ناهوشیاری تنم
خواستنم ریشه در ابدیت داشت
سالها...
من ندانستم تو
عشق از " گلشن امروز " میخواهی
و بودن از " خوشه الان " میچینی
![]()
![]() باز هم ترانه های ناتمام
سر گردان میان هوای پر باد و باران دلم
چه می کند این پاییز با دلم!
عجب حال و هوای عاشقانه ایست
این روزهای خنک پاییزی
نسیمی که زیر پوست صبح من می رقصد
هر چند صبح تنهایی ست
و آفتاب کوچک ظهرهایش
با تمام نبودنت
دلتنگی غروب غمناکش
و سکوت دلگیر شب هایی که:
جای خالی تو را در آغوش جستجو میکند
و این پاییز چه می کند با دل من!
یاد بارانی که روی پوست من و تو نم زد
و ما گفتیم عشق را زیر باران دیدیم
من به پاییز بودن تمام سال عادت کرده ام!
اما به ندیدن تو...
![]() دختر از دوستت دارم گفتن هر شب پسره خسته شده بود
یک شب وقتی اس ام اس آمد بدون آن که آنرا باز کند
موبایل را گذاشت زیر بالشش و خوابید صبح وقت مادر پسره به دختره زنگ زد و گفت: پسرم مرده
دختره شوکه شد و چشم پر از اشک
بلافاصله سراغ اس ام اس شب گذشته رفت پسره نوشته بود… تصادف کردم
با مشکل خودم را رساندم دم در خونتون لطفا بیا پائین میخوام برای آخرین بار ببینمت «خیلی خیلی دوستت دارم»
![]() آدم هایی هستند که بودنشون حتی مجازی به آدم آرامش می ده ! دوستی شون برات حقیقی می شه و یهو میشن یه قسمتی از زندگیت...! آدمایی هستن که با تمام مجازی بودنشون ، سهم بزرگی تو حقیقت دوستی های تو دارن قدرشونو بدونید ...
اینــــ بـــــار ڪــــہ آمــــدے
دستــانتــ را روے قلبمـــ بـــگـذار
تـــــا بفهمــے اینــــ دلــــ …
بــــا دیــــد نــــ تــــــــو
نــمــے تــپـــد
مــے لـــــــرزد
دوســتـَـتـــ دـآرَمــ ...
هــِـدیـــِـهــ ـایــســتــ کـــهــ هــَـر قــَـلـبــــیــ ، فـــَـهـمــ گـِـرِفــتـنـشـــ رآ نــَــدـآرد ...
قـِــیـمــتـــیــ دـآرَد ، کـــهــ هــَـرکــَســـیـــ تــَـوـآن پــَـردـآخـتـنـــشــ رـآ نـَدـآرَد ... جــُـمـلـــهــ ی کـوتــآهـیســـتــ کــهــ هــَرکســیــ ، لـیـــآقــَتــ شــِنـیـدَنــَشــ رـآ نـَدـآرَد ...! وَلـــیــ مــَـنــ دوووســتـَـتـــ دـآرَمــ ...
غـروبـا میون هــفته بر سـر قـبر یه عاشـق
یـه جوون مـیاد مـیزاره گـلای سـرخ شـقایـق بی صـدا میشکنه بغضش روی سـنـگ قبـر دلدار اشک میریزه از دو چـشـمش مثل بارون وقت دیدار زیر لب با گـریه مـیگه : مـهـربونم بی وفایـی رفتی و نیـسـتی بدونی چـه جـگر سـوزه جـدایی آخه من تو رو می خواستم اون نجـیـب خوب و پاک اون صـدای مهـربون ، نه سـکــوت ســرد خــاک تویی که نگاه پاکت مـرهـم زخـم دلــــم بـود دیدنـت حـتی یه لـحــظه راه حـل مشکـلـم بود تو که ریـشه کردی بـا من، توی خـاک بی قراری تو که گفتی با جـدایی هـیـچ مـیونه ای نداری پس چـرا تنهام گذاشـتی توی این فـصل ســیاهی تو عـزیـزترینی اما یه رفیـق نــیـمه راهــی داغ رفتنـت عـزیـزم خط کـشـیـد رو بـودن مـن رفتی و دیگـه چـه فایده ناله و ضـجـّه و شیـون تو سـفر کردی به خـورشـید ،رفتی اونور دقایق منـو جا گذاشتی اینجا با دلی خـســته و عاشـق نمـیـخـوام بی تو بمـونم ، بی تـو زندگی حرومــه تو که پیش من نبـاشـی ، هـمـه چـی برام تمـومه عاشـق خـسـته و تنها سـر گـذاشـت رو خاک نمناک گفت جگر گـوشـه ی عـشـقو دادمـش دسـت توای خاک نزاری تنها بمونـه ، هــمـدم چـشـم سـیـاش باش شونه کن موهاشو آروم ، شـبا قصـه گو بـراش باش و غـروب با اون غـرورش نتونسـت دووم بـیـــاره پاکشـیـداز آسـمـون و جاشـو داد به یـک سـتاره اون جــوون داغ دیـده با دلـی شـکـسـته از غـم بوسـه زد رو خـاک یار و دور شد آهسـته و کم کم ولی چند قدم که دور شد دوباره گـریه رو سـر داد روشــــو بــر گــردونـــد و داد زد بـه خـدا نـمــیـری از یاد سخـــــــــتــی تــنهــایی را وقتـــــی فــــهمیـــدم کــ ــه دیــدم مترسکـــــ بـه کــلاغ میــ ــگویــد: هرچــقدر دوستـــ ــ داری نوکــ بزن فقـــط تنهــام نــذار!! ای کاش که من پیر شوم در بغلت یعنی میشه
چه حقیرند مردمی که نه جرأت دوست داشتن دارند و نه ارادهی دوست نداشتن و نه لیاقت دوست داشته شدن و نه متانت دوست داشته نشدن و تراژدی غمانگیز انسان این است که آنچه هست، نباید باشد دکتر شریعتی
تقدیــــــــــــــــــم بـه آنکـــــــه دوری اش غمـم
|
درباره وبلاگنویسندگانآرشیو موضوعیآرشیو ماهانهلینک های ویژهدیگر امکانات
<-PollItems->
|